ناصر الدين شاه قاجار

121

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

قبر برداشت . خاك را به دستمالى ريخته زود آمديم ، بيرون . هوا بسيار خفه بود . اما على رضا خان از نقب نيامده بود به سر قبر مطهر من كه رفتم باقى آمده بودند . خاك برده بودند . امين الملك يك آجر آورده بود . خلاصه برگشتيم منزل . امروز حاجى هاشم نمازى ، حاجى ابو الحسن بهبهانى ، كه از تجار معتبر ايران ، ساكن بمبئى « 1 » هستند ، به حضور آمدند . با جلال شاه آمده بودند . بناى گنبد متبركه امام حسين ( ع ) اولا از آل بويه بوده بعد از خلافت عباسيان مخفف و محقر ساخته بودند . آقا محمد خان مرحوم از نو ساخته ، بزرگ كردند . گنبد را طلا گرفتند . نقرهء ضريح از خاقان مغفور « 2 » است . طلاى مناره‌ها كه از نصف به بالاست از زن خاقان مرحوم ، از دختر مصطفى خان عمو ، آينه را مردم به شراكت ساخته‌اند . نقرهء ضريح حضرت عباس از والدهء شاه مرحوم محمد شاه است . اما نقره‌اش بسيار نازك است كه همه ريخته است . شب را خوابيديم . chirasi petit . زاغى را امروز زيارت برده بودند ، به علت جنگى كه با سليمان ديروز كرده بود . دختر مولود سلطان خانم را زياد تعريف مىكنند ، كه خوشگل است . هنوز نديده‌ام حيف كه زن يكى از خدام است . روز دوشنبه يازدهم [ شهر رمضان ] ناهار را منزل خورديم . صبح حمام سرتن شورى مختصرى رفتم . حاجى حيدر بود . بعد آمده ناهار خورديم . بعد از ناهار طرف عصرى سوار كالسكه شده رفتيم به زيارت ابا عبد الله الحسين صلوات الله عليه و آله اجمعين الطاهرين . نماز را در بالا سر حضرت كرديم . بعد از نماز حرم را قرق كردند . در را هم بستند . من و ميرزا حسين كليددار جسارت كرده به توى ضريح حضرت رفته از توى ضريح هم درى بود ، كوچك ميرزا حسين باز كرد شمعى در دست ميرزا حسن بود . رفتيم توى ضريح . اما قبر منور مطهر دورش يك رديف آجرى بود . كه بايد پاى را روى آجر گذاشت . و الا نمىشد روى قبر گذاشت . من از طرفى ميرزا حسن از طرفى ، به زحمت رفتيم ميرزا حسن شمع را كج ميكرد من از دست او مىگرفتم . كتاب دعا را ميرزا حسن گم كرده بود . بعد به زحمت پيدا كرد . تنگ نفس هم داشت . خيلى اذيت به او شد . خس‌خس غريبى مىكرد . من به طور عجيبى روى آجرها

--> ( 1 ) . اصل : بنبائى ( 2 ) . خاقان مغفور - فتحعلى شاه قاجار